به گزارش «سراج24»، فیلم جعفر پناهی توانست برنده خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین شود، فیلمی که نه مجوز ساخت دریافت کرده بود و نه اجازه ای برای حضور در چنین جشنواره ای داشت.
از همان روزهای آغازین این جشنواره تبلیغات فراوانی به راه افتاد تا برای چنین فیلمی که مجرمانه ساخته شده حاشیه ای بسیار بزرگتر و پررنگتر از متن بسازند، حالا آش آنقدر شور شده است که کام سایت رسمی وزارت خارجه آلمان دویچه وله را تلخ کرده است.
حاشیه بیش از متن، بهترین فیلمنامه برای "پرده"
سایت دویچه وله با اندک تعریفی که بیشتر جهت اش توجه دادن به حد و اندازه جشنواره برلین بود تا فیلم پناهی و سینمای ایران، از همان ابتدا سوال بزرگی را مطرح کرد که تنها جوابش را مدیران جشنواره برلین باید بدهند، این رسانه نوشت: بیشک برای سینمای ایران موفقیت فیلم "پرده"، ساخته جعفر پناهی و کامبوزیا پرتوی، بسیار دلچسب و ستودنی است، اما باید پرسید چگونه داوران به این نتیجه رسیدهاند که این فیلم دارای بهترین فیلمنامه بوده است؟
به نوشته دویچه وله؛ عدم امنیت، نومیدی، ترس، مرگ، خودکشی و آزادی اندیشه ایدههایی هستند که در این فیلم به آنها اشاره میشود. اگر برلیناله به ایدهها جایزهای اعطا میکرد، بدون تردید فیلم "پرده" یکی از نامزدها بود.
موضوعات و عناصر فوق در واقع بازتاب ذهن روان پریشی است که در کالبد پناهی لانه کرده و اکنون او را در شرایطی نامساعد از نظر روحی قرار داده است دویچه وله با اشاره به این مطلب ادامه می دهد: "کامبوزیا پرتوی در نشست خبری در برلین گفت که فیلم "پرده" ناشی از شرایط روحی کنونی پناهی است. به زبان دیگر میتوان "پرده" را زلزلهنگاری وضعیت روحی جعفر پناهی دانست که هم اکنون با گسلهای روانی مختلفی دست به گریبان است."
با گذر از آنالیزی که دوست پناهی از شخصیت روانی اش ارائه می دهد اما دویچه وله به نقد فیلم پرده اثر غیرقانونی این فیلم ساز ایرانی برمی گردد: "کسانی که این فیلم را دیدهاند، کمتر رد پایی از یک فیلمنامه منسجم و قابلقبول در این فیلم مییابند. به نظر میرسد که برلیناله با سنت سیاسی خود پیام روشنی را به مسئولان سینمای ایران ارسال کرده است."
انتخاب ناشیانه و غیرحرفه ای پرده از سوی یک جشنواره آلمانی اما مانع از آن نمی شود تا حتی رسانه ای با دز بالای مخالفت با جمهوری اسلامی فیلم پناهی را از لبه تیغ تند انتقادش نگذراند دویچه وله در ادامه انتقاداتش می نویسد: "گرچه داوران بارها انتخاب خود را تنها معطوف به ارزش هنری فیلمها دانستند، اما به نظر میرسد که خرس نقرهای برای فیلم "پرده" برخاسته از استیصال داوران و مهمتر دانستن حاشیه به جای متن بوده است، زیرا به سختی میتوان در کاتگوریهای دیگر، نظیر بازیگری، فیلمبرداری، کارگردانی و غیره این فیلم را با دیگر رقبا در جشنواره امسال مقایسه کرد."
اما شیرین نشاط که توانسته است به مدد از همان دست اقدامات سیاسی جشنواره های غربی به یکی از کرسی های داوری تکیه کند در مصاحبه با سایت انگلیسی بی بی سی فارسی، تلاش می کند دلایل انتخاب فیلم پناهی را با همه ضعف ها غیرسیاسی نشان دهد، او می گوید: "البته من به داوران گفتم که از هیچ فیلمی دفاع نمیکنم مگر اینکه فیلم خوبی باشد. نه به خاطر اینکه مسئله سیاسی به دنبال دارد یا خود کارگردان گرفتاری دارد. برای اینکه به نظر من درست نیست کار خوب هنرمندان دیگر نادیده گرفته شود. به همین دلیل نگاه من در مورد پناهی و فیلمش خارج از مسئله شخصی و سیاسی بود و من کار ایشان را خیلی دوست داشتم."
این سخنان موجب می شود تا بی بی سی از رای و نظر داوران دیگر بپرسد: "همه در مورد فیلم پناهی همنظر بودید؟"
و نشاط که همه ما او را بیشتر با دست بند سبز مشهورش در حمایت از فتنه و فتنه گران در سال 88 می شناسیم، چنین می گوید: "نه همه همنظر نبودند. فیلمهای دیگری بودند که بیشتر مطرح بودند و خیلی در مورد آنها صحبت میشد.... ما فقط سه یا چهار امکان برای فیلم داشتیم. ما ۱۹ فیلم دیدیم و رقابت خیلی سنگین بود. فیلمهای خیلی خوبی هم در گروه بودند. آقای ونگ کار وای بعد از دیدن فیلم پناهی، همین که از سالن بیرون آمد گفت فیلم خیلی خوبی بود. من و ایشان توانستیم دیگران را هم قانع کنیم، ضمن اینکه کار آسانی نبود!"
با دقت در آنچه شیرین نشاط به بی بی سی گفته به نظر می رسد فیلم پناهی در آغاز نتوانسته نظر اکثریت داوران را که 5 از 7 نفر بوده را بدست آورد با در نظر گرفتن این مساله که رای یکی از دو نفری هم که موافق بوده اند یعنی خانم نشاط به دلیل همسویی اش با پناهی از پیش مثبت بوده و بنابراین نمی تواند چندان حایز اهمیت و خالی از جانبداری باشد، با این حال لابی های داور زن ایرانی حاضر در جشنواره با سایر قضاوت کنندگان ظاهرا آنها را متقاعد می کند تا دست به چنین انتخاب غیرحرفه ای بزنند و شائبه سیاسی بودن دریافت جایزه را بیش از پیش تقویت می کند.
از سوی دیگر سایت خبرآنلاین مصاحبه ای از معاونت سینمایی ایران منتشر می کند که زوایایی دیگر از این انتخاب صرفا سیاسی و فاقد جنبه های هنری را آشکارتر می سازد: «ما اعتراض خودمان را درباره این اتفاق به جشنواره برلین اعلام کردهایم. فکر میکنیم مسوولان جشنواره برلین باید این رفتار خودشان را اصلاح کنند چراکه در تعاملات فرهنگی و سینمایی چنین رفتاری درست نبود.همه میدانند در کشور ما فیلم ساختن و ارسال فیلم به خارج از کشور نیاز به دریافت مجوز دارد، اما عده کمی هستند که بدون مجوز فیلم میسازند یا بدون مجوز فیلم خود را به خارج از کشور میفرستند.»
وی با دو گانه دانستن رفتار جشنواره فیلم برلین افزود: "البته جشنواره برلین شاید بگوید که من در دفاع از آزادی این فیلم را نمایش میدهم و جایزه هم میدهم البته خوب است زمانیکه این ادعا را مطرح میکنیم به یاد داشته باشیم که گونترگراس شاعر معروف آلمانی برنده جایزه ادبی نوبل به یمن یک شعری که سرود و در آن شعر گفت؛ من بیش از حد سکوت کردهام و در لحظات آخر عمرم که آخرین قطرههای جوهرم است، یک حقیقت را میخواهم بگویم که اسرائیل خطر بزرگی برای صلح جهانی است. به خاطر سرودن چنین شعری ایشان آنقدر مورد فشار قرار میگیرد."
از این حرف ها بگذریم به هر حال فیلم پناهی نمایش داده شد اما نکته ای می ماند که یادآوری آن کمک شایانی به درک این گونه انتخاب ها می کند، واقعا باید پرسید آیا کشورهای غربی خود چنین اقداماتی را برمی تابند فرقی نمی کند چه از فیلمساز خود یا کشور میزبان. آیا در این کشورها هم فیلم بدون مجوز ساخته می شود و بالاتر اینکه سازنده آن جرات می کند آن را برای نمایش به جشنواره ای خارجی بفرستد. قطعا چنین چیزی امکان ندارد اما جعفر پناهی چنین کاری را کرده است و با این حال جمهوری اسلامی را متهم به نقض آزادی بیان کرده و می کنند.
اما وقعیت این است که همه فیلم های ساخته شده در کشورهای غربی هم مجوز ساخت دارند و بسیاری هم با وجود این مجوز هیچگاه اجازه اکران نمی یابند، برای درک مطلب مراجعه به این آمار شاید گره گشا باشد.
در فرانسه اگر ۲۵۰ فیلم ساخته میشود تنها ۹۰ فیلم اکران میشود یعنی ۱۶۰ فیلم آن اکران نمیشود و این چیزی است که همه میدانند.
یکی از مدیران سینمایی ایتالیایی هم با اشاره به چنین برخوردی در کشورش می گوید: تقریبا دو سوم فیلمهای سینمایی که ما میسازیم تنها برای این است که پوزیشن تولید فیلم سینمایی را نگهداریم و میدانیم که فیلمها اکران نمیشود و به فیلمسازان گفتیم که اگر اکران نشد، فیلم را در شبکههای تلویزیونی نمایش میدهیم. بنابراین همیشه میتوان گفت کشورهایی که تولید فراوانی دارند؛ تقریبا نسبت بین یک سوم تا ۵۰ درصد بیشتر اکران نمیشود.
در آمریکا هم به همین شکل است و همه ۷۰۰ فیلم اکران نمیشود و حداقل ۲۵۰ فیلم بعد از پایان ساخت وارد شبکه نمایش خانگی میشود و ۱۰۰ فیلم در شبکه تلویزیونی نمایش داده میشود و رقابت اصلی برای اکران بین نیمی از فیلمهاست.
(1).jpg)
.jpg)



